I just want to climb
۱۳۸۳/۱٠/٢۸
 

اخیراً وبلاگ جدیدی به جمع وبلاگ های کوهنوردی اضافه شده با نام «کوهنوشت».این وبلاگ مطلبی نوشته با تیتر « يار در خانه و ما».و بلافاصله در مطلبی طنز مانند ضمن «زرد» قلمداد کردن روزنامه شرق از این این مصاحبه انتقاد کرده.این مطلب حاصل دیدگاهی است که مدت هاست میخوام راجع به اون بحثی رو مطرح کنم.اما قبل از اون این مطلب رو به طور کامل اینجا مینویسم.به اضافه پیغامی که خواننده ای برای این یادداشت نوشته و به نظر من بسیار دقیق و جالب توجه است.نویسنده این یادداشت بابک ضیا از فعالترین اعضا تیم فاتح دیواره علم کوه در زمستان 80 بوده ضمن اینکه از نزدیک فضای اردو های انتخابی تیم ملی رو تجربه کرده..با هم این دو مطلب رو میخونیم...

 

______________________________________________________

 

يار در خانه و ما
روزنامه وزين شرق مصاحبه اي با يك ايراني مقيم آمريكا كه سال 1379 موفق به فتح قله اورست شد انجام داده است (۲۱ دي ).  اي كاش دبير محترم سرويس ورزشي اين روزنامه ( و ساير ارباب جرايد ) ديده منتي نيز به قهرمانان اين مرزو بوم(حسن نجاريان ،‌ حميد اولنج ،‌ جلال چشمه قصاباني و زنده ياد محمد اوراز ) كه سال 1377 نه فقط براي آمال و آرزو هاي شخصي بلكه به جهت كسب افتخاري جاودانه براي ايران و ايراني براي اولين بار موفق به فتح بام دنيا شدند ، داشته باشد .

فراموش نكنيم جوانان غيور تيم هاي ملي كوهنوردي كشورمان تا به حال 6 قله بالاي 8000 متر دنيا را فتح و پرچم پر افتخار كشورمان را بر فراز اين قلل رفيع به اهتزاز در آورده اند . اما اين جوانان متواضع آنقدر در جامعه ورزش كشور و زير سايه فوتبال و فوتسال و…محوند كه حتي پس از رجعت عاشقانه پهلوان محمد اوراز مسئولين سازمان ورزش كشور نام آن قهرمان پر آوازه كوهنوردي دنيا (ركورد دار صعود بدون اكسيژن)را اشتباه تلفظ مي كنند .

 

مطبوعات زرد

گفت : بابا كوهي مژده بده كه كم توجهي مطبوعات به كوهنوردي ديگه كم كم تموم شده  .
بابا كوهي : اولا كم توجهي نه پسر جان بي توجهي بعدش مگه چي شده ؟
گفت : خوب تازگي ها راجع به كوهنوردي هي دارن تو روزنامه ها مطلب مي نويسند !
بابا كوهي : مثلاَ چه مطلبي ؟‌!
گفت : راجع به همين حادثه گاشربروم ، مرگ اوراز يا اخيرا يكي از روزنا مه ها نيم صفحه به مصاحبه يك ايراني مقيم آمريكا كه اورست رو صعود كرده مطلب نوشته
باباكوهي : خوب اولا كه اين بابا خيلي اونور آبه دويما اين مطبوعات زردي كه مي گي تا مثلا تو تيم ملي واتر پولو كسي غرق نشه محال  يك خط راجع به اين رشته مطلب بنويسن .

___________________________________________________________________________________

 

 

 

بابک ضیا:

آقای رضایی
با نظر شما موافق نیستم. آدرس وبلاگ شما را یک دوست برایم فرستاده است.بنده نه مانند شما مسلط به مسایل مطبوعات می باشم و نه اصلاٌ شما را می شناسم اما به عنوان کسی که گاهی کوهنوردی می کند و یک بار هم فضای اردوهای انتخابی تیم ملی را از نزدیک تجربه کرده است با شما موافق نیستم.
-1
گفتم آشنا به مسایل مطبوعاتی نیستم اما از نظر عقلی و حسی هیچ اشکالی در این کار نمی بینم. من متن مصاحبه را خواندم فکر نمی کنم کوهنوردان خوب ایرانی ما فراتر از اینها برای گفتن داشته باشند که هیچ حتی از خیلی از ابعاد یک صعود هیمالیا کوچکترین اطلاعاتی ندارند. با هزینه دولت عازم منطقه می شوند و قله را صعود می کنند. اصلاٌ مقایسه نکنیم. دو مقوله جداست. یکی با زحمت و هزینه خودش کار بزرگی انجام داده است. فکر می کنم ارزش مصاحبه کردن را داشته باشد و نباید توجه یا عدم توجه دبیر سرویس ورزشی به اشخاص دیگر تاثیری در این قضیه بگذارد.

 

-2 اینقدر اشخاص را بزرگ نکنید. اینقدر تصاویر غیر معمول از اشخاص ارائه ندهید. اینکار حتی خوبهایمان را خراب می کند. نمیدانم کی در این مملکت خواهیم آموخت که اشخاص را به عنوان یک انسان با خصوصیات مثبت و منفی بپذیریم همین. کوهنوردان ملی پوش ما عزیزند، زحمتکشند اما یک انسانند با خصوصیاتهای انسانی. اینقدر صعودهای 8000 متری آنهم در قالب یک تور و به سبک محاصرهای و پرهزینه را در هاله ای از تقدس قرار ندهید. باور کنید با تمام قوا سعی می کنم از بحث خارج نشوم و به ذکر معایب و معضلات شرم آوری که در اردوهای هیمالیا نوردی و در همین جوانان غیور تیمهای ملی کوهنوردی (به زعم شما) وجود دارد نپردازم. اینکار مشکلی را حل نمی کند. فقط می خواهم بگویم به این راحتی حکم صادر نکنید. یکی از این اردوها را ببینید و قضاوت کنید چند در صد انگیزه شرکت کنندگان تعجیل در برافراشتن پرچم پر افتخار بر فراز یک 8000 متری و کسب افتخار برای ایرانی است. سبک صعودها را با صعوهای حرفه ای فعلی هیمالیا مقایسه کنید آنگاه انتظار داشته باشید که مسئولین ورزشی ما کوهنوردی را تحویل بگیرند. بنده منکر بیکفایتی آقای مهرعلیزاده در تلفظ نام اوراز عزیز نمی شوم. اما به هیچ عنوان موافق یک سر وگردن بالاتر کشیدن کوهنوردان در کنار فوتبالیستها و فوتسالیست ها نیستم. همان بهتر که زیر سایه آنها محو باشند و رسواییهای کوهنوردی ما هم پوشیده بماند.

 

-3خلاصه مطلب اینکه من نمیدانم رسانه های ما برای کوهنوردی چه کرده اند.من اصولاٌ مشکل اصلی کوهنوردی کشور را تک محوری و خود عقل کل بینی کوهنوردان می دانم.معضلی که خودم هم گرفتار آنم و آنرا انکار نمی کنم. رسانه ها در حاشیه اند و بهتر است تا خودمان را درست نکرده ایم پای آنهارا وسط نکشیم.و از آن بدتر تعیین تکلیف نکنیم.

 


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]