I just want to climb
۱۳۸۳/٩/٢
 

جمعه این هفته تو کوه طبق معمول با دوستان مشغول صحبت درباره کوهنوردی بودیم.صحبت به k2 و سپس مرحوم خادم کشیده شد که یکی از بچه ها مطلب زیر رو تعریف کرد:

« چند هفته پیش تو بند یخچال مشغول سنگنوردی بودیم.بعد از اتمام کار مشغول جمع کردن وسایل بودیم که دیدیم آقای ... (مربی گروهمون و از دوستان نزدیک داوود خادم) چندین بطری رو داره از آب چشمه پر میکنه.وقتی دلیلشو پرسیدیم گفت:برای بچه های داوود میبرم. داوود دوست نداشت بچه هاش آب شهر بخورن و همیشه براشون آب چشمه میبرد...».

از اونروز هر وقت یاد این میافتم حالم بد میشه.     چرا؟ چرا؟

نمیدونم چطوری منظورمو بگم که سو تفاهم نشه...فکر میکنم آدما بیشتر از خودشون متعلق به دوستان و به خصوص فامیل درجه یک خود هستند.واسه همین «حق» ندارند بقیه رو از حضور خودشون محروم کنند.

به هر حال هیمالیا نوردی اونم در این سطح خطر رو در ذات خودش داره و کاریش هم نمیشه کرد.شاید بهتر باشه هیمالیا نوردان همیشه تنها بمونند...

 

به هر حال نام  k2 برای همه ایرانیان «برای همیشه» با نام داوود گره خورده...  


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]