I just want to climb
۱۳۸۳/۸/۱۱
 

چند شب پیش بدجوری بیخوابی به سرم زده بود.طبق معمول تصمیم گرفتم یکی از  شماره های قدیمی مجله کوه رو  یه نگاهی بندازم..یکیشونو تصادفا برداشتم.شماره 8، پاییز 76.و مقاله ای رو خوندم که به دوباره خوندنش می ارزید:درسهایی از یک حادثه،نوشته علی پارسایی:

 

«همه چیز ناگهانی و به سرعت اتفاق افتاد.  (...) رکاب راست خود را روی میانی بالایی گذاشت.هنگامی که وزن بدنش روی آن افتاد به علت درامدن میخ تعادل خود را از دست داد و از سمت راست به طرف بیرون چرخید.میخ بعدی که پای چپش روی آن بود نیز تحمل نیاورد.(...) به پایین پرت شد و فریاد زد یا حضرت عباس...»

 

«روش صعود دو میخه چگونه در ایران باب شد؟آیا این روش در کشورهایی که سابقه سنگنوردی دارند استفاده میشود؟روی چه مسیر هایی؟مسیر هایی که روی آن رولهایی با قدرت تحمل 3000 kn  کوبیده میشود یا  مسیری با شرایط یخچالی و آب و هوای علم کوه؟»

 

«این چه رسمیست که اکثر دیواره نوردان ما از بردن چکش و ابزار کافی روی دیواره اجتناب میورزند؟...شاید (...) از دید خود حق داشته.او هم دیواره را با دید همه میدیده است.مسیری پلکانی و آماده برای صعود.و همانند بقیه میخواسته دیواره را با حداقل ابزار صعود کند...»

 

بعد از خوندن این مطلب دوباره انبوه سوالات ریخت رو سرم..مدرسه کوهنوردی،کلاسهای آموزشی مرتب (نه 3-4 روز زیر آفتاب تو کوه!!)و مکانی برای تدریس آخرین روشها و متدها...یعنی میشه؟؟

 

«شاید تنها چیزی که در این وسط به آن توجه نمیشود نسل بعدی سنگنوری است.آنها در چه مسیرهایی صعود خواهند کرد؟باز هم فرانسیها و باز هم لهستانیها؟و همواره از یادآوری صعود های بلند و بکر خواهند ترسید؟آیا آنها هم با دو رکاب و دو کارابین به صعود دیواره میروند یا کسی هست که به آنها بیاموزد؟ نمیدانم...»

 

 

 


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]