![]()
| |
|
۱۳۸۳/٦/٢٦
در هر جامعه ای بزرگان و عقلای قوم خواه ناخواه وظیفه فرهنگ سازی را به عهده میگیرند. این موضوع در جامعه ای مانند ایران که روابط مرید و مرادی سابقه ای طولانی دارد بیشتر به چشم میاید. ورزش کوهنوردی نیز از این قانون کلی مستثنی نیست.به خصوص که روابط مرید و مرادی و شاگرد و استادی به شکلی قوی در اینجا باز تولید میشود. در واقع رفتار و حرکات،سخنان و طرز تفکر اساتید و مربیان کوهنوردی برای جوانان و تازه واردها بصورت یک الگو در میاید و اگر اکثر این الگوها سمت و سویی یکسان داشته باشد باعث بوجود آمدن یک فرهنگ خاص در بین کوهنوردان میشود.این فرهنگ نه تنها بر کوهنوردان بر کوهنوردان جوان اثر میگذارد بلکه بر ذهن کوهنوردان قدیمی و مسن تر (که بعضاً لقب پیش کسوت را نیز یدک میکشند و در اطراف خود گروهی کوهنورد جوان را به عنوان شاگرد جمع میکنند) نیز چنان حک میشود که حتی تلاش برای بحث بر سر آن نیز کاری عبث خواهد بود. طبیعی است که این فرهنگ بعد از مدتی چنان نهادینه میشود که گویی تنها قانون کلی در یک زمینه خاص است. به همین علت است که معتقدم اساتید و مربیان کوهنوردی و نیز فدراسیون کوهنوردی به عنوان فرهنگ سازان ورزش کوهنوردی باید در رفتار و گفتار خود بسیار دقت کنند.در غیر این صورت بجای فرهنگ سازی شاهد گسترش بی فرهنگی خواهیم بود. در آینده نظر شخصی خودم رو در مورد بعضی از این بی فرهنگی هی خواهم نوشت.
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
در کوه ها آفرینش را تجربه میکنم.. در هر صعودی دوباره زاده میشوم
"آناتولی بوکریف" دوستان *** از کوه *** سفر نامه *** در هم بر هم ***
|