![]()
| |
|
۱۳۸۳/٦/٢٢
ویکتور خارا
۹ و ۱۱ سپتامبر واسه من یادآور دو تا حادثه تلخه... نه! برجهای دو قلو رو نمیگم.چون اصلاْْ...
۹ سپتامبر سالروز شهادت شیر پنجشیره.. مردی که من خیلی دوستش داشتم.. اون دانشجوی رشته عمران بود که جنگ شروع شد و ناچار درس رو رها کرد.. و بزرگترین آرزوش به گفته خودش این بود که جنگ تموم شه و بتونه درسشو ادامه بده..
۱۱ سپتامبر سالروز کودتا در شیلی توسط پینوشه بر علیه دولت سالوادور آلنده است. و مرگ ویکتور خارا آهنگساز و خواننده انقلابی شیلی...
اونو به همراه ۵۰۰۰۰ نفر دیگه در استادیوم شهر سانتیگو زندانی میکنند. رییس نگهبان ها اونو احضار میکنه و بهش میگه: میخوای گیتارتو بیارم تا چند تا آهنگ انقلابی برامون بخونی؟؟و ویکتور جواب مثبت میده.. با اشاره سر رییس یک تبر میارن و همونجا دست های ویکتور رو ار آرنج قطع میکنند. و رییس میگه: حالا بخون..
و ویکتور دست هاشو بالا میبره و شروع میکنه به خوندن سرود خلق شیلی.. و تمام جمعیت که تا اونموقع ساکت بودند با اون شروع به خوندن میکنند.. و بعد از چند لحظه رییس که احساس خطر میکنه دستور میده جسد نیمه جون ویکتور رو به گبار ببندند.. یادش گرامی باد...
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
در کوه ها آفرینش را تجربه میکنم.. در هر صعودی دوباره زاده میشوم
"آناتولی بوکریف" دوستان *** از کوه *** سفر نامه *** در هم بر هم ***
|