![]()
| |
|
۱۳۸٥/۸/۱٢
"سبز تویی که سبز میخواهمت سبز باد و سبز شاخه ها" *... زمزمه میکردم که شب فرا رسید از کوچه ای که به پاییز میرسید مرا چنین زود انتظار پاییز نبود...
بند هایم را میبندم و با آخرین یوزپلنگ ها به دشت های پربرف میدوم این ابتدای ویرانیست! باور کن شب را دریچه ای باز نخواهد شد..
سبز تویی که سبز میخواهمت...
....* : لورکا [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
در کوه ها آفرینش را تجربه میکنم.. در هر صعودی دوباره زاده میشوم
"آناتولی بوکریف" دوستان *** از کوه *** سفر نامه *** در هم بر هم ***
|