I just want to climb
۱۳۸۳/٦/۱
 

شاید یکی از خصوصیات ما ایرانی ها بی حوصلگی و کم حوصلگی باشد.از تلاش های

بلند مدت زود خسته میشویم و عجله داریم زود به نتیجه برسیم.حوصله برنامه ریزی

بلند مدت را نداریم و عاشق برنامه های کوتاه مدت هستیم(گرچه در انجام آنهم

موفق نیستیم).. و اگر انتقادی کنیم وتلاشی برای بهبود اوضاع، اگر زود به نتیجه نرسیم قید همه چیز را میزنیم و چنان سر در زیر برف میکنیم که گویا در بهشت برین زندگی میکنیم..

اکنون این معضل گریبانگیر جامعه کوهنوردی ما هم شده است.بسیاری از کوهنوردان ما حوصله خواندن و دنبال کردن مباحث روز جامعه کوهنوردی را به هیچ وجه ندارند.شاید هم حق دارند.آنها کوه را برای ارامش انتخاب کرده اند.نه برای جنجال...

«این همه غر زدین که چی؟» یا «بابا کوهتو برو و حال کن.چکار داری به این حرف ها؟» «این حرفا همه از روی حسودیه»..

این حرف ها و مشابهشان را از دوستان یا در وبلاگ ها زیاد شنیده و دیده ام.

اما به نظر من همه ما در قبال اتفاقات اطرافمان مسوولیم.همه ما «باید» تلاش کنيم و ادامه دهيم.حداقل حق نداریم کسانی را که هنوز مینویسند و هنوز چشمانشان را نبسته اند دعوت به خاموشی کنیم..

بايد ادامه داد.حتی اگر به قله نرسيم..


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]