![]()
| |
|
۱۳۸٥/٥/۳
داستان کوه : Cries in the wind
او (بوناتی) یک دیوانه است. چه کسی به او اهمیت میدهد؟ ... (آشیل کامپانونی) ... سال های میانی دهه پنجاه است؛ سالهای توام با رقابتی سخت برای فتح قله های 8000 متری. بعد از صعود فرانسوی ها به آناپورنا (1950)، انگلیسیها به اورست (1953) و آلمانی ها به نانگاپاربات (1953) ، ایتالیایی ها نیز در فکر صعود به k2 ، کوهِ کوهها هستند. سرانجام بعد از نزدیک به 3 ماه تلاش دشوار، چهار نفر کوهنورد به کمپ هشت میرسند. آردیتو دیسیو، سرپرست تیم، آشیل کامپانونی و لینو لاسیدلی را به عنوان تیم حمله مامور برپایی کمپ نه میکند. ضمن اینکه والتر بوناتی، کوهنورد جوان و 24 ساله ایتالیایی و مهدی، کوهنورد پاکستانی نیز مامور میشوند تا به عنوان تیم پشتیبان به کمپ هفتم برگشته و دو عدد کپسول اکسیژن را به افراد مستقر در کمپ نهم در ارتفاع 7900 متری برسانند... بوناتی و مهدی هنگامی که به محل کمپ نه رسیدند اثری از کمپ ندیدند. در حالیکه اوضاع جوی مساعد نبود، مهدی و بوناتی با فرض اینکه محل کمپ در ارتفاع بالاتری قرار دارد، شروع به صعود کردند. اما از کمپ خبری نبود. در نهایت، در تاریکی شب تصمیم گرفتند با فریاد زدن از افراد مستقر در کمپ نه کمک بخواهند. اما تنها صدای لاسیدلی را شنیدند که از آنها میخواست کپسول ها را همانجا گذاشته و به پایین برگردند.. بوناتی و مهدی دربازگشت، به علت خستگی و نیز هوای نامساعد و طوفانی، مجبور به بیواک در ارتفاع 8100 متری شدند و شب را، بدون هیچ وسیله گرما زا و یا کیسه خواب، در هوای آزاد به صبح رساندند... روز بعد، در 31 جولای 1954، بوناتی و مهدی ساعت 7 صبح به کمپ 8 برمیگردند. مهدی دچار سرمازدگی شده و تمام انگشتان پا و اغلب انگشتان دستش را از دست میدهد. بوناتی نیز از نظر روحی کاملا در هم شکسته است.در همان روز در ساعت 6 عصر، کامپانونی و لاسیدلی به قله رسیدند. با اعلام این خبر، جشن ملی در سرتاسر ایتالیا بر پا شد و کامپانونی و لاسیدلی بسان قهرمانان ملی به ایتالیا برگشتند. این یک واقعه بسیار مهم و غرور انگیز برای ایتالیا بود. پس از بازگشت، کامپانونی، بوناتی را متهم کرد به اینکه با نرساندن به موقع کپسول های اکسیژن، قصد داشته مانع موفقیت آنها شود تا خود به عنوان اولین نفر موفق به فتح قله شود. دیسیو سرپرست تیم نیز در کتابی که درباره این صعود نوشت، هیچ اشاره ای به نقش بوناتی و مهدی در موفقیت این صعود نکرد و درباره شب مانی آنها تنها به توضیحی مختصر اکتفا کرد. پس از این صعود، مهدی (همان کسی که سال قبل بدن نیمه جان هرمن بول را از نانگاپاربات به پایین بازگردانده بود) برای همیشه از کوهنوردی دور شد.در ایتالیا نیز، بوناتی مورد سرزنش قرار گرفت و از جامعه کوهنوردی طرد شد. او که سابقه صعود های درجه یکی بر روی دیواره های آلپ داشت (مسیر جنوب غربی پتی درو، گراند ژوراس، فرنی و غیره) در سال 1958 اولین صعود به قله گاشربروم 4 (7932 متر) را انجام داد. در سال 1963 نیز اولین صعود زمستانه و انفرادی به دیواره شمالی و 1200 متری ماترهورن را به پایان رساند. بوناتی همواره متهم میشد به اینکه با صعود های متهوّرانه و دیوانگی هایش قصد جبران ناکامی اش در صعود به k2را دارد... بوناتی چند سال بعد در حالیکه تنها 35 سال داشت، برای همیشه کوهنوردی حرفه ای را کنار گذاشت. ادامه دارد ..
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
در کوه ها آفرینش را تجربه میکنم.. در هر صعودی دوباره زاده میشوم
"آناتولی بوکریف" دوستان *** از کوه *** سفر نامه *** در هم بر هم ***
|