![]()
| |
|
۱۳۸۳/٥/۱۱
کوهنورد و قله نورد!!
پس از چند دقیقه گفتگو با این فرد مسن فهمیدم با چه شخصی طرف هستم.جماعتی که ترجیح میدهم آن هارا قله نورد بنامم تا کوهنورد.افرادیکه تنها و مهمترین هدف انها «زدن» قله (و نه رسیدن به آن) است و بس
ان هم یک کوه در یک فصل و تمام.و بجای اینکه بخوانند, فکر کنند و به کوه بروند ؛ کوه میروند , کوه میروند و باز هم کوه میروند بدون اینکه طی این بالا و پایین رفتن ها اندکی با قبل تفاوت کرده باشند.
و به دلیل عدم مطالعه هر حرف اشتباهی را با جدیت تکرار میکنند ... و دلم گرفت وقتیکه کوه های ایران را به سخره گرفت و مشغول تکرار این اراجیف شد که « هر کس 8000 متری نرفته حق پرسش از فدراسیون کوهنوردی را ندارد» وغیره و چه بدون نقص و طوطی وار این استدلالات چوبین پای را تکرار میکرد. و باز در دل گریستم به حال کوهنوردی این مرز و بوم که چه مظلومانه نفس های اخرین را میکشد و به حال کوهنوردان این کشور که دست تمنا بسوی متولیانی دارند که فارغ از هر جایی فقط به فکر صعودی دیگر هستند و بس و چه فرق میکند که 8000 متری باشد یا 80000 متری مهم برون مرزی بودن انست!!
بس است.میخواهم زودتر بخوابم.اخر من هر شب خواب ماترهورن و نانگاپاربات میبینم!!!!!!!!!
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
در کوه ها آفرینش را تجربه میکنم.. در هر صعودی دوباره زاده میشوم
"آناتولی بوکریف" دوستان *** از کوه *** سفر نامه *** در هم بر هم ***
|