I just want to climb
۱۳۸۳/٥/۱۱
کوهنورد و قله نورد!!

 

                                               

 

چند ماه پیش در قله توچال  با چند کوهنورد روبرو شدم که مشغول صحبت درباره حادثه گاشربروم بودند.(از قضا دوستان کلونی 80 نیز در پناهگاه حضور داشتند) یکی از این افراد ازگزارش  کمیته تحقیق سازمان ترییت بدنی میگفت و این نکته که  کمیته مذکور هیچ مدرکی مبنی بر مقصر بودن فدراسیون کوهنوردی پیدا نکرده !! و این که دنیای 8000 متری ها چقدر فرق دارد و الخ.. و هر کس نمیدانست فکر میکرد مشغول گفتگو با فاتح چندین قله 8000 است!

 

پس از چند دقیقه گفتگو با این فرد مسن فهمیدم با چه شخصی طرف هستم.جماعتی که ترجیح میدهم آن هارا قله نورد بنامم تا کوهنورد.افرادیکه تنها و مهمترین هدف انها «زدن» قله (و نه رسیدن به آن) است و بس

 

ان هم یک کوه در یک فصل و تمام.و بجای اینکه بخوانند, فکر کنند و به کوه بروند ؛ کوه میروند , کوه میروند و باز هم کوه میروند بدون اینکه طی این بالا و پایین رفتن ها اندکی با قبل تفاوت کرده باشند.

 

و به دلیل عدم مطالعه هر حرف اشتباهی را با جدیت تکرار میکنند ... و دلم گرفت وقتیکه کوه های ایران را به سخره گرفت و مشغول تکرار این اراجیف شد که « هر کس 8000 متری نرفته حق پرسش از فدراسیون کوهنوردی را ندارد» وغیره و چه بدون نقص و طوطی وار این استدلالات چوبین پای را تکرار میکرد. و باز در دل گریستم به حال کوهنوردی این مرز و بوم که چه مظلومانه  نفس های اخرین را میکشد و به حال کوهنوردان این کشور که دست تمنا بسوی متولیانی دارند که فارغ از هر جایی فقط به فکر صعودی دیگر هستند و بس و چه فرق میکند که 8000 متری باشد یا 80000 متری مهم برون مرزی بودن انست!!

 

 

بس است.میخواهم زودتر بخوابم.اخر من هر شب خواب ماترهورن و نانگاپاربات میبینم!!!!!!!!!

 

 

 


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]